تبلیغات
شهرفرنـــــــــــگ - تنهام

تنهام

1392/10/10 ساعت 14 و 39 دقیقه و 02 ثانیهنویسنده : سجاد خلیلی

 

چشمانت را ببند و فقط لحظه ای خود را به جای من بگذار…


حس می کنی چقدر تنهایم؟!


وقتی میان این همه ادمک چوبی شانه ای نیست که تکیه گاه گریه ام باشد


وقتی که اغوشی نیست که از همه دل خستگی ها در بر بگیرم


وقتی دست های گرمی نیست که دستانم را شریک شود


یا اشکانم را با سر انگشت هم دلی پاک کند


وقتی که هیچ چشم منتظری در این دنیا برای من پلک نمی زند


وقتی صدایی نیست که خستگی لحظه هایم را با لحن گرمش دل داری دهد


وقتی که هیچ گوشی نیست که این همه دل نوشت را بشنود


حس می کنی تنهاییم را؟؟!!


اگر حس کردی


تو بگو چه باید کرد؟!


آخرین ویرایش: 1392/10/10 ساعت 14 و 40 دقیقه و 55 ثانیه

 
1396/05/6 ساعت 18 و 16 دقیقه و 16 ثانیه
I am genuinely glad to glance at this webpage posts which carries plenty of useful facts,
thanks for providing these kinds of statistics.
1396/04/5 ساعت 10 و 42 دقیقه و 08 ثانیه
Precisely what I was searching for, thank you for posting.
1396/02/19 ساعت 17 و 50 دقیقه و 24 ثانیه
I am very happy to read this. This is the kind of manual that needs
to be given and not the accidental misinformation that is at the other blogs.
Appreciate your sharing this best doc.
1396/02/18 ساعت 06 و 34 دقیقه و 36 ثانیه
This article offers clear idea in support of the new people of blogging,
that actually how to do blogging.
1396/01/30 ساعت 00 و 50 دقیقه و 24 ثانیه
In fact when someone doesn't be aware of afterward its up to other people that they will assist, so
here it happens.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر